تاملاتي در آغاز (از كتاب روش تحقيق دكتر خاكي)

 

آسيب‌شناسي پژوهش‌هاي سازماني در ايران

    امانويل كانت فيلسوف آلماني مي‌گويد:

تجربه (عمل كردن) بدون بهره‌گيري از نظريه‌هاي علمي يك فعاليت كور است و

نظريه‌پردازي بدون اتكا بر تجربه‌هاي واقعي، تنها يك بازي ذهني با واژه‌ها است.

بر اساس سخن كانت، پژوهشگران حوزه‌ي سازماني را در ايران مي‌توان در دو دسته كلي كه بر يك پيوستار قرار مي‌گيرند طبقه‌بندي كرد:

 

دسته‌ي اول: پژوهشگران جزء‌انديش

اين گروه، مسايل و موضوعات تحقيقاتي خود را بر اساس زمان تقويمي انتخاب مي‌كنند و به اين دلخوش هستند كه پژوهش‌هاي آن‌ها، از نظريه‌هاي علمي تبعيت مي‌كند و آخرين دستاوردهاي نظري را در تحقيق خود منعكس كرده‌اند. آن‌ها پيوسته براي بيان ارزشمندي پژوهش خود به آخرين ويرايش كتاب‌هاي خارجي اشاره مي‌كنند كه در تحقيق خود از آن بهره گرفته‌اند.

اين پژوهشگران مانند كساني هستند كه بيشتر نگران رعايت اصول كشتي‌راني هستند،

اما متوجه نيستند كشتي كه در مورد آن صحبت مي‌كنند در حال غرق شدن است و بايد هر چه سريع‌تر براي آن چاره‌انديشي كرد.

 

اين پژوهشگران برآنند كه جزئي‌ترين اصول پژوهش را در كار تحقيقي خود رعايت كنند و همين وسواس‌ها، تلاش‌هاي آن‌ها را دچار مشكلات زير مي‌كند:

 

الف) غير قابل فهم شدن دستاوردهاي تحقيق آن‌ها براي مجرياني كه عمل‌گرا هستند و آشنايي با تئوري‌ها ندارند و به راه‌كارهاي بسيار دقيق و زمان‌بر توجه چنداني ندارند.

ب) عدم ارايه‌ي به موقع نتايج تحقيق و از دست رفتن فرصت تأثيرگذاري بر فرآيندهاي تصميم‌سازي و تصميم‌گيري كه در رابطه با موضوع تحقيق در سازمان در حال جريان است.

اين گروه بيشتر افراد دانشگاهي هستند كه نگاهي جزءگرا به امر تحقيق دارند و همچنان در حال و هواي ايام پايان‌نامه نويسي خود به سر مي‌برند.

 

دسته‌ي دوم: پژوهشگران كل‌انديش

معمولاً در اطراف برخي سازمان‌ها كه بودجه‌هاي پژوهشي دارند تعدادي شبه محقق هستند كه بيشتر به توليد انبوه مجلدات صحافي شده مي‌انديشند و ابتدايي‌ترين و ضروري‌ترين اصول و قواعد روش تحقيق را در كار خود رعايت نمي‌كنند. آن‌ها با اين عدم دقت‌ها، اعتبار علمي فعاليت‌هاي خود را زير سؤال مي‌برند و در برابر ايرادات علمي كه بر كارشان صورت مي‌گيرد برآشفته مي‌شوند و ادعا مي‌كنند كه ما به دنبال حل مسأله هستيم و نمي‌خواهيم كه پايان‌نامه بنويسيم. اين گروه با برداشت نادرستي كه از زمان تكاملي جامعه و سازمان دارند، با ادعاي توجه به مقتضيات و واقعيت‌هاي سازماني، نكاتي لازم را رعايت نمي‌كنند و تحقيقات‌شان چندان اعتباري نمي‌يابد و اتكاي به اين نوع تحقيقات، مجريان را دچار خطاي در تصميم‌گيري مي‌كند و نتيجه‌ي كارشان در نهايت اين است كه گزارش‌هاي تحقيق به كتابچه‌هاي زيبايي براي كتابخانه‌هاي مديران تبديل مي‌شود و اين دليلي مي‌شود كه در نظر بسياري از مديران عمل‌گراي ظاهربين، امري به نام پژوهش ضروري به نظر نمي‌رسد و قايل مي‌شوند كه مديريت امر ذاتي است و نيازي به چنين كارهاي لوكسي ندارد.

در جامعه‌ي ما از هر دو دسته‌ي مذكور كم نيستند و تحليل آسيب‌شناسانه‌ي چنين شرايطي نيازمند نوعي نگاه روش‌شناسانه است، اما اگر واقعيت‌هايي كه در «امر تحقيقات سازماني» وجود دارد بررسي كنيم به خوبي آشكار مي‌شود اين واقعيت‌ها در شرايط كنوني در قالب مجموعه‌اي از محدوديت‌ها عرصه را براي رشد كمي و كيفي تحقيق تنگ كرده‌اند، محدوديت‌هايي چون:

استقبال ضعيف مديران سازمان‌ها، از پژوهشگران دسته‌ي اول به خاطر عدم كارآمدي آنان در دستيابي به راه‌كارهاي متناسب با شرايط واقعي جامعه.

ظهور نوعي بي‌اعتمادي به دستاوردهاي تحقيقاتي پژوهشگران دسته‌ي دوم، بر اثر اجراي توصيه‌هاي آن‌ها پيامدهاي نامطلوب تجربه شده است.

كاهش اعتبارات تخصيص‌يافته به امر تحقيقات با توجه به كاهش منابع مالي سازماني.

عدم نياز مديران به اطلاعات (Information) در مفهوم علمي آن به دلايلي چون تشديد بار سياسي تصميمات سازماني و روي آوري به كسب «اخبار» از منابع مورد اعتماد و احساس بي‌نيازي به اطلاعات فراهم آمده از تحقيق علمي.

با توجه به محدوديت‌هايي كه گذشت پيش‌بيني مي‌شود در آينده‌اي نه چندان دور، سهم عمده از تحقيقات مديريتي را پايان‌نامه نويسي عهده‌دار خواهد بود. لذا بايد براي افزايش كارآمدي فرآيند پايان‌نامه نويسي و بسط تأثير آن در تصميم‌سازي‌هاي ملي چاره‌اي انديشيد، خود اين چاره‌انديشي ضرورت دارد با اتكاء بر يك تحقيق علمي صورت گيرد.

 

پايان‌نامه چيست؟

پيش از هر چيز بايد دانست منظور از «پايان‌نامه» يا «رساله» چيست؟ آرتوركول (Arthur Cole) مي‌گويد:

«پايان‌نامه گزارشي است كامل، از فرآيند يافتن پاسخ يك پرسش يا يافتن راه حل يك مساله كه محققي آن را به عهده گرفته و به پايان رسانيده است، مشروط بر اين است كه همه‌ي مراحل تحقيق را از زماني كه به شكل پرسش يا مسئله بوده تا وقتي كه به شكل نتايج مدون و مرتب كه با تجزيه و تحليل اعداد و مدارك مستدل شده است را در برگيرد.»

اصولاً هر دانشجويي به ويژه در مقاطع كارشناسي ارشد و دكتري، براي خاتمه‌ي تحصيلات خود لازم است اثري تحقيقي را تهيه و ارايه نمايد. اين اثر در واقع عصاره و چكيده‌ي فعاليت‌هاي آموزشي و پژوهشي او محسوب مي‌شود. پايان‌نامه به معناي تأييدي براي تلاش‌هاي يك دانشجو است و نشانگر فعاليت‌هاي منسجم او به حساب مي‌آيد كه با راهنمايي استادان راهنما و مشاور آن را به پايان مي‌رساند. نبايد پايان‌نامه همانند همه‌ي درس‌هاي ديگر تلقي شود و ارزش و نمره‌ي آن مورد توجه باشد، بلكه ارزش آن در قدرت خلق انديشه و راه حل دانشجو بايد مورد توجه قرار گيرد. تعدادي از صاحب‌نظران دو واژه‌ي پايان‌نامه و رساله (Theses & Dessertation) را به كار مي‌برند.

 

جايگاه و اهميت پايان‌نامه

پايان‌نامه اولين نمود قدرت تحقيقاتي و استنباطي دانشجو در فرآيند تحصيلات است. به عبارتي ديگر دانشجو با گذشتن از مرحله‌ي جمع‌آوري اطلاعات (Data Gathering) و ورود در مرحله‌ي اطلاعات‌يابي (Data Finding) توان آن را يافته است تا دانسته‌هاي فراهم آمده در طول ايام تحصيل را در يك فضاي واقعي، به بوته‌ي آزمون بگذارد. اين نكته در رابطه با علم مديريت از اهميت خاصي برخوردار است. زيرا آخرين دستاورد نظري اين علم، يعني نظريه‌ي اقتضايي (Contingency) از ادعاي نظريه‌پردازان اوليه‌ي اين علم كه مدعي ارايه‌ي اصول (Principles) و قوانين جهان شمول (Universal Law) بودند دور شده است و درستي عملكرد مديران به درك شرايط مشروط شده است. چنين مقوله‌اي ريشه در نظريه‌هاي فلسفي مانند كثرت‌گرايي (Pluralism)، نسبيت (Relativism)، هرمنوتيك (Hermeneutic)، عدم قطعيت (Uncertainty)، ابطال‌پذيري (Falsifiable)... دارد. لذا دانشجويان در چنين فضايي از عدم يقين و قطعيت، مجبورند همه‌ي نظريه‌ها را تنها به عنوان يك فرضيه (Hypothesis) تلقي كنند. در واقع توجه به اصول در قلمرو علم مديريت مشروط به اين است كه همه‌ي نظريه‌ها و تكنيك‌ها و فنون را در بوته‌ي عمل، آزمون كنند و به تعبير مشهور «جهاني بيانديشيد و محلي عمل كنيد» جامه‌ي عمل بپوشند. تحقق چنين هدفي در گرو آزمون نظريه‌هاي جهاني در شرايط بومي است.

 

اهداف نگارش پايان‌نامه

براي تشريح هدف از نگارش پايان‌نامه و رساله نويسي نظريه‌هاي مختلفي ابراز شده است. بعضي انجام پايان‌نامه را صرفاً يك كار پژوهشي و تحقيقي (Scholarly Work) مي‌دانند و عده‌اي آن را شايستگي پژوهشي (Research Competence) مي‌نامند و پاره‌اي آن را مشاركت در دانش (Contribution to Knowledge) بشري به حساب مي‌آورند. شايد در افقي وسيع و همه جانبه اين مفاهيم مورد نظر باشد و بر حسب رشته‌ها و اهميت دانشگاه‌ها با هم فرق كنند.

پايان‌نامه و رساله در علوم اجتماعي و مديريت بايد ذهن دانشجو را در مسير تبيين و حل مسائل اجتماعي و سازماني به حركت درآورد و او را براي آينده‌اي بهتر آماده سازد. (البته منظور اين نيست كه پايان‌نامه‌ها صرفاً بايد مسائل كاربردي را مد نظر داشته باشند و مسائل نظري را مورد توجه قرار ندهند.)

در فرآيند پايان‌نامه نويسي آماده كردن طرح تحقيق، گام مهمي در طرح پيشنهادي تحقيق است. طرح تحقيق مانند نقشه اوليه‌اي است كه مهندسان پيش از آغاز كار ساختمان‌سازي، تهيه مي‌كنند. لذا دانشجو در طرح تحقيق بايد تصويري كلي از آن چه را كه دنبال مي‌كند نشان دهد. در يك برخورد كلي هنگامي كه دانشجو طرح تحقيق خود را آماده مي‌كند بايد به سؤالات زير پاسخ گويد:

آيا اين موضوع و مسئله ارزش بررسي تحقيقي را دارد؟

آيا من توانايي انجام تحقيق درباره‌ي اين مسئله را دارم؟

آيا ميل و علاقه‌اي به تحقيق در اين رابطه دارم؟

............

 

معيارهايي براي انتخاب موضوع پايان‌نامه

موضوعات كاربردي و نظري فراوان‌اند. ارزش هر موضوعي مي‌تواند بر مبناي هدفي كه دنبال مي‌شود مورد قضاوت قرار گيرد. اما اين كه آيا اين موضوع خوب است يا نه به كاربرد دستاوردهاي تحقيق در جامعه يا سهم آن در حل پاره‌اي از مشكلات موجود بستگي دارد. بهتر است موضوعات پايان‌نامه در ارتباط با مسائل و مشكلات موجودي باشد كه در حوزه‌هاي تخصصي وجود دارد.

آن چه به هنگام انتخاب مسئله‌ي تحقيق بايد مورد توجه باشد عبارتند از:

دانشجو توانايي خود را در نظر داشته باشد.

نياز جامعه را در نظر داشته باشد.

دانشجو بتواند استاد راهنمايي شايسته را در رابطه با موضوع پيدا كند.

دانشجو با موضوع آشنايي داشته و در رابطه با آن تجاربي داشته باشد.

مورد علاقه‌ي دانشجو باشد. (گاه دانشجو مجبور مي‌شود موضوعي را انتخاب كند كه تمايل چنداني به تحقيق درباره‌ي آن ندارد و اين امر، كيفيت كار او را متأثر مي‌سازد.)

گاه دانشجو به موضوع علاقمند بوده اما به خاطر عدم تبيين دقيق آن و عدم پيش‌بيني‌هاي لازم در تهيه‌ي اسناد و مدارك، در آغاز يا در حين فرآيند تحقيق متوجه مي‌شود كه توان آن را ندارد.

دانشجو بايد براي تهيه اطلاعات از همكاري دستگاه‌هاي ذيربط مطمئن باشد و قبل از شروع، تضمين‌هاي كافي دريافت كرده و بررسي كند كه اطلاعات مورد نياز او قابل دستيابي يا محرمانه و طبقه‌بندي شده است يا...

دانشجو بايد توجه داشته باشد كه انتخاب استاد راهنماي موردنظر و متقاعد كردن او براي پذيرش سرپرستي پايان‌نامه، وظيفه‌ي اوست. در اين كه آيا اول بايد استاد راهنما انتخاب شود و سپس موضوع رساله به تصويب كميته يا گروه آموزشي برسد، يا بر عكس، يا به طور هم‌زمان، بستگي به خط مشي گروه آموزشي دارد، گاه اتفاق مي‌افتاد كه موضوعي توسط دانشجو انتخاب شده ولي استاد راهنمايي براي آن پيدا نشده و به ناچار دانشجو پس از انقضاي مدت، بايد دوباره موضوعي ديگر را انتخاب كند.

موضوع انتخابي بايد با رشته‌ي تحصيلي دانشجو مرتبط باشد. استاد راهنما و كميته‌ي تحصيلات تكميلي موظفند با بررسي‌هاي قبلي افق روشني را براي انتخاب موضوع فرا راه دانشجويان قرار دهند. ارتباط اعضاي گروه آموزشي با پيشرفت‌هاي علمي در سطح كشور و جهان و سازمان‌هاي علمي، پژوهشي و كاربردي مي‌تواند در اين زمينه مؤثر باشد. بسياري از سازمان‌هاي علمي و پژوهشي علاقمندند فهرستي از زمينه‌هاي مورد علاقه‌ي خود را در اختيار دانشگاه‌ها و گروه‌هاي آموزشي قرار دهند تا به هنگام انتخاب موضوع پايان‌نامه توسط دانشجويان مورد توجه قرار گيرد.

 

آفت‌زدگي فرآيند پايان‌نامه نويسي در ايران

شواهد بيانگر آنند كه فرآيند پايان‌نامه نويسي در اكثر گروه‌هاي آموزشي دانشگاه‌هاي ايران دچار بحران‌هاي كيفي شده و ضروري است هر كسي به ميزان نقشي كه در اين باره دارد به سهم خود در كاهش آن گامي بردارد. اين بحران‌ها عبارتند از:

پذيرش بيش از حد مسئوليت راهنمايي يا مشاوره‌ي پايان‌نامه توسط استادان. (به دلايلي چون بالا بودن تعداد دانشجويان، وضع معيشتي نا‌مناسب استادان، پذيرش رساله بيشتر به عنوان نشانه‌ي برتري و مقبوليت استاد نسبت به همكاران، حرص، وضعيت خاص تخصصي استاد، كمبود استادان آشنا با امر تحقيق، اخلاقيات ويژه استاد،....)

عدم اختصاص زمان لازم براي راهنمايي و ارائه‌ي مشاوره از طرف استادان به دانشجويان (به دلايلي چون ميزان ساعات زياد تدريس، جدي نگرفتن امر پايان‌نامه نويسي، عدم آشنايي استادان با مباني تحقيق و در نتيجه عدم حساسيت آن‌ها به بسياري از قواعد تحقيق، نبود مكان مناسب براي گفتگو و بحث با دانشجويان.)

ناآشنايي اكثر اعضاي شوراها و كميته‌هاي تحصيلات تكميلي با مباني و تكنيك‌هاي روش تحقيق.

اين عدم آشنايي به دو شكل زير جلوه‌گر مي‌شود:

الف: وارد كردن ايرادهاي غيرعلمي و روش شناختي بر طرح‌هاي تحقيق كه از سوي دانشجويان براي تصويب ارايه مي‌شود.

ب: تصويب بي‌جا برخي از طرح‌هاي تحقيق كه ابتدايي‌ترين اصول روش تحقيق در آن رعايت نشده است.

فقدان مكانيزمي كه نحوه‌ي هماهنگي تدريجي در طي مراحل تحقيق را بين استادان مشاور و راهنما فراهم آورد.

(گاه مشاهده مي‌شود كه نبود ذهنيت مشترك و تفاهم اخلاقي بين استادان راهنما و مشاورين، مدت‌ها دانشجويان را سرگردان ساخته يا در مراحل پاياني تحقيق يكي از استادان مذكور با آن چه كه دانشجو از ابتدا انجام داده مخالفت مي‌كند.)

نبود يك ديدگاه مشخص در بين دانشجويان در ميزان و چگونگي انتظار آنان از نقش استاد راهنما و مشاورين در فرآيند تحقيق و بالعكس.

كليشه‌اي شدن قالب‌هاي ذهني بعضي از استادان در امر تحقيق (برخي از استادان به علت آشنايي با يك روش يا يك آزمون آماري خاص همه‌ي موضوعات و همه‌ي فرضيه‌ها را در آن قالب خاص مي‌گنجانند. لذا مشاهده مي‌شود تمامي دانشجوياني كه به راهنمايي استاد مذكور رساله گذرانيده‌اند گويي كپي‌سازي كرده‌اند.)

بحران حجم‌گرايي و بالا بودن تعداد صفحات بدون حساسيت به كيفيت (جلوه‌هايي از اين بحران خود را در بي‌ربط بودن بخش‌هايي از ادبيات تحقيق پايان‌نامه با موضوع و مسئله‌ي اصلي تحقيق، يك رويه تكثير كردن به تقليد غربيان در عين‌گراني و وارداتي بودن كاغذ در كشور، استفاده از حروف درشت براي تايپ... نشان مي‌دهد.)

غيراستاندارد بودن معيارهاي ارزيابي پايان‌نامه‌ها (شيوه‌هاي متنوع و سليقه‌اي نمره دادن در جلسات دفاع خود گواه روشني بر اين امر است.)

تكراري شدن موضوع اكثر رساله‌ها و محدود شدن آن‌ها به بررسي «نقش‌ها» و «رابطه‌ها»...

(اگر تدبيري شود كه هر دانشجو موظف باشد قبل از انتخاب موضوع با مراجعه به يك سايت يا يك بانك اطلاعاتي مانند مركز مدارك و اطلاعات علمي ايران، تأييديه‌اي را دال بر نو بودن موضوع خود اخذ كند و يا روشن شود كه چند نفر ديگر هم‌زمان مشغول تحقيق بر موضوع‌هاي مشابه هستند. خيلي از موضوع‌هاي تكراري كاسته مي‌شود. اين بانك مي‌تواند با همكاري مشترك كتابخانه‌ي دانشكده‌هاي مختلف به طور ماهانه ليست آخرين طرح‌هاي تحقيق مصوب در دانشكده‌ها را در اختيار داشته باشد.)

10- عدم همكاري سازمان‌ها با دانشگاه‌ها و دانشجويان براي انجام تحقيق.

(اين امر به دلايلي چون هراس، بي‌اعتمادي، پرهيز از دردسرهاي دانشجويي در محيط كار، تلقي سياسي از اطلاعات موجود در سازمان.... صورت مي‌پذيرد.)

    11- داير شدن مراكز و مؤسساتي كه پايان‌نامه نويسي مي‌كنند.

    12- استفاده‌ي بي‌رويه از «نظرسنجي» و كاربردهاي بي‌مورد پرسشنامه براي جمع‌آوري داده‌ها (اطلاعات) در تحقيقات.

 

سخني با دوستان دانشجو

هر دانشجوي ايراني به عنوان يك انسان روشن‌بين كه در برابر سرنوشت اجتماعي خود و ديگران احساس مسئوليت مي‌كند، احتمالاً شما هم بارها از خود پرسيده‌ايد:

چرا برخي از كشورها اين همه توسعه يافته‌اند، اما ما اين‌گونه مانده‌ايم و چگونه شد كه ما اين‌گونه شديم؟

در پاسخ به چنين سؤال چند بعدي، هر كس ديدگاهي دارد و مسأله را از نظر خاصي مي‌نگرد. مثلاً سيد جمال‌الدين اسدآبادي به عنوان يكي از پيشگامان احياي تفكر ديني، رمز مسأله را در اين مي‌داند كه مسلمانان به آن چه مي‌گويند پاي‌بند نيستند و از كل آيين مسلماني به مجموعه‌اي از مراسم و مناسك دل خوش كرده‌اند، او مي‌گويد:

در اروپا، مسلماني را ديدم، اما مسلمانان را نديدم،

و در مشرق زمين، مسلمانان را ديدم، اما مسلماني را نديدم.

يا كسي چون عباس ميرزا وقتي با اين سؤال رو به رو مي‌شود كه چرا عقب مانده‌ايم در ديدار با نماينده‌ي دولت انگليس به ترديد مي‌افتد و از او مي‌پرسد:

آيا آفتاب، كه قبل از رسيدن به شما، بر ما مي‌تابد، تأثيرات آن بر سر ما كمتر از سر شماست؟

پرسش‌هايي اين‌گونه، آن‌گاه كه واقعيت‌هاي نامطلوب اجتماعي آن را تشديد مي‌كنند خستگي‌ها، ياس‌ها و بي‌انگيزگي‌ها... را در گستره‌ي جان آدمي، دامن مي‌زنند و او را در دام بي‌عملي گرفتار مي‌سازند.

بايد دانست حكايت تمامي آناني كه علي‌رغم تمامي محدوديت‌ها، مشكل‌ها و نامرادي‌ها همچنان براي تغيير و تحول مي‌كوشند داستان عبرت‌انگيز آن زنبور عسلي را به خاطر مي‌آورد كه مي‌گويند در اطراف آتشي كه نمروديان براي سوزاندن حضرت ابراهيم برافروخته بودند، پرواز مي‌كرد، حضرت ابراهيم از او پرسيد:

اي زنبور، در اطراف آتش چه مي‌كني؟ آيا نمي‌ترسي كه سوخته شوي؟

زنبور گفت: يا ابراهيم، من آمده‌ام تا آتش را خاموش كنم.

ابراهيم با خنده گفت: تو مگر نمي‌فهمي كه آب دهان كوچك تو هيچ تأثيري بر اين آتش ندارد؟

زنبور در جواب گفت: چرا مي‌خندي اي ابراهيم؟ من به خاموش شدن يا نشدن آتش نمي‌انديشم، بلكه نگران آنم كه اگر روزي از من بپرسند آن هنگام كه ابراهيم در آتش بود تو چه مي‌كردي؟ بگويم من نيز در كار خاموش كردن آتش بودم.

اگر بر اين قصه رمزي و نمادين تأمل كنيم هشدار مولانا را خواهيم شنيد كه ما را فرياد مي‌كند:

مرده خود را رها كرده است او  مرده بيگانه را جويد رفو

در راستاي چنين تأملي كلام بزرگان ديگر را نيز مي‌شنويم كه ما را هشدار مي‌دهند: هان، اي شماياني كه از صبحگاه تا شبانگاه انرژي خداداد رواني خود را مصروف انتقاد از اين و آن مي‌كنيد و در پوستين خلق افتاده‌ايد، از خويشتن حساب بكشيد، كه خوش گفت پيامبر:

خدا رحمت كند آن كس را كه پرداختن به عيب‌هاي خويش او را از پرداختن به عيب‌هاي ديگران بازداشته است.

اين توصيه به معناي بي‌اعتنايي، درويشي و درخويشي نيست، بلكه معناي آن اين است كه اگر متوجه ناراستي، زشتي و ناهماهنگي شده‌ايم از خودمان بپرسيم:

سهم من در ظهور اين زشتي‌ها كه از آن‌ها متنفرم چيست؟

براي زدودن و كم‌رنگ كردن اين زشتي‌ها بايد چه كنم؟

...................

***

كوتاه سخن آن كه اگر تنها، قلمي در دست داريم، به قول ابوالفضل بيهقي بكوشيم كه خدمتي بكنيم. بايد دانست كه پايان‌نامه با اهميتي كه براي آن مطرح شد يكي از فعاليت‌هايي است كه مي‌تواند سهمي در كاهش بحران‌هاي اجتماعي داشته باشد. لذا بايسته و شايسته است كه به پايان‌نامه به عنوان تكليفي صرفاً دانشگاهي نگاه نشود و آن را مانند تجويز داروي پزشكي بدانيم كه براي درمان و بهبود بخشي از بيماري‌هاي اجتماعي و سازماني مطرح كرده است. از اين منظر است كه مي‌توان گفت:

 

پايان‌نامه مظهر توان علمي و اخلاق حرفه‌اي يك دانشجو است.